|
شماره خبر ارسالی: 2010
تاریخ انتشار: جمعه، 8 بهمن ماه، 1389
براي صمد ابراهيمي و قلمش كه چه مي كند! ( فرزاد صدري سردبير خبرگزاري ايسناي فارس )فرزاد صدري سردبير ايسناي فارس نوشتن از صمد ابراهيمي كار آساني نيست. نوشتن از دوست هميشه سخت است و از صمد ابراهيمي نوشتن سخت تر! او را 3 يا 4 سالي است مي شناسم ، اما در يكي دو سال اخير بويژه يك سال اخير ارتباط نزديكتري با او داشته ام آنقدر نزديك كه اگر نگويم او هم اكنون نزديك ترين و صميمي ترين دوست من است مي گويم حداقل يكي از آنها است. صمد ابراهيمي براي من البته تنها يك دوست نيست كه فرسنگ ها از من دور است او يك همدم،همراه و همكار خوش فكر است كه هميشه دنبال نو آوري است. كسي كه هروقت كم مي آورم هروقت در بيان زيباتر حرف هايم زمين و زمان را زيررو مي كنم پيدايش مي شود! پيدايش مي شود و مرا در ادامه راه كمك مي كند،كمك مي كند تا خوب حرف بزنم،خوب گريه كنم،خوب بخندم و خوب ببينم و خوب بنويسم. صمد تا به امروز براي من يك دوست واقعي است(آن قدر واقعي كه در حين نوشتن همين عبارت تماس گرفت)! او نه براي دوستي اش هزينه مي خواهد و اصلا نه معناي دوست پر هزينه را مي داند! لازم نيست او را لابه لاي كتاب هاي قصه يا در سكانس هاي ماندگار فيلم هاي مسعود كيميايي پيدا كني او براي من تجسم عيني قهرمان قصه ها و يا فيلم ها است. براي فوتباليست هاي فراموش شده يك رابين هود واقعي است. پاي درد دل اغلب آنها نشسته و غبار فراموشي را از چهره آنها زدوده است.از كريم باوي گرفته تا مجتبي محرمي و ناصر محمد خاني و دهها فوتباليستي كه امروز از آنها به عنوان نسل سوخته فوتبال اين مرز و بوم ياد مي كنيم. صمد از جمله دوستاني است كه دوستي با او بر علم و دانشت مي افزايد،او در زمره دوستاني قرار دارد كه سقراط آرزويشان را داشت،دوستي كه خوب باشد و در تنهايي ها و مشكلات تو را تنها نگذارد. همان دوستي كه به تعبير مولي علي اگر نباشد احساس غريبي مي كني. صمد ساده است مثل قلمش! او كپي نوشته هايش است پر نغز و زيبا. گاهي البته تلخ است مثل وقتي كه از سانحه تصادف دانش آموزان در بلوار چمران نوشت يا هنگامي كه موي دماغ فوتبال فارس مي شود. تلخي اش اما خواستني است مثل شكلات تلخ كه هر چقدر مي خوري باز هم طلبش مي كني! او صداقت شهرستاني ها را در كنار حرفه اي گري پايتخت نشين ها توامان دارد. بد مصب از هرجا و هر چيز خوبش را مي گيرد اما خسيس نيست.خوبي اش را به همه مي بخشد و شادي هايش را بر خلاف غصه هايش با همه تقسيم مي كند. نوشته هاي زيباي او در روزهاي سخت زيادي به ياريم شتافت. شايد اگر عادل فردوسي قرار باشد روزي نوشته هاي ورزشي نويسان اين ديار را گزارش كند او را علي كريمي ورزشي نويسان خطاب كند و فرياد بزند چه مي كنه اين قلم! حرف پايان اينكه صمد ابراهيمي براي من بزرگ است و از اهالي امروز. ممنونم صمد ممنونم كه هستي! يك شعر زمستاني ام را كه سال ها پيش سروده ام و يك هايكو كه از كارهاي اخير است را به این دوست خوب تقديم مي كنم: بر تن پوش سفيد جاده جاي پاي عميقي را مي بيني كه عبور ساليان دور را خبر مي دهد بر تن پوش سفيد جاده خط ممتد سبزي را مي بيني كه پس از ساليان درار هنوز چشم انتظار خطي موازي است روزنامه اي مچاله مي شود حرف هايم كو؟
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):
مرتبط باموضوع : گفتگويي متفاوت با عادل فردوسي پور [ شنبه، 21 اسفند ماه، 1389 ] 559 مشاهده
ليگ دسته دوم ، هفته ششم [ دوشنبه، 9 آبان ماه، 1390 ] 282 مشاهده
لوکوموتیو رانی شاهین ! [ شنبه، 6 شهريور ماه، 1389 ] 377 مشاهده
پيروزي توحيد در اولين گام [ جمعه، 10 ارديبهشت ماه، 1389 ] 334 مشاهده
نتيجه خوبي را كسب كرديم [ شنبه، 25 مهر ماه، 1388 ] 325 مشاهده
|
امتیاز دهی پربحث ترین
|