|
شماره خبر ارسالی: 2398
تاریخ انتشار: شنبه، 14 خرداد ماه، 1390
کللی فرد:علت اخراجم از شاهین را ثبت احوال در شناسنامه ام نوشته است!عبدالصمدابراهیمی پایگاه اطلاع رسانی فوتبال جنوب-دلشکسته از خودی گدازی وغریب نوازی ها،لابلای همه گفته هایش عشق به شاهین موج می زند.حمیدکللی فر را پای فواره بلند خاطرات ،تا بغض هایش در لیگ دسته اول سه سال پیش که کشاندیم وقدم به قدمش جلو رفتیم.بغضی متراکم را سایه به سایه خود دیدیم.الفبای گفتارش پراز نبض غصه هایی بود که ورقشان که می زدی برایت دردها را تفسیر می کردند.اینجا بوشهر است. بندری رویایی ومدینه فاضله ای برای آنها که زادگاهشان بوشهر نباشد! جبر شناسنامه ها عذابت می دهد. خودی ها نباید باشند.این ترجیع بند تلخ بندر ماست.مردمی که ساده دلندو بی ریا.حدوسطی ندارند. یا دوستت دارند یا دشمن تو اند.یا شروه می خوانند وغمگینند یا نی انبان می نوازند وشادند.کاش اما با خودی ها مهربان تر بودیم.گفت وگوی ما با این مربی که تازه از کلاس مربیگری برزیل برگشته را بخوانید: ازبرزیل چه خبر؟ برزیل کشوری که همه آن را با فوتبالش می شناسند را من نباید تفسیر کنم. همه می دانند آنجا چگونه است وچه شرایطی دارد. فوتبال فقر را پوشش می دهد. به گمانم این بهترین تعبیر برای سرزمین قهوه باشد.یک دوره فشرده مربیگری را گذراندم که در روز پایانی کلا س هم اسکولاری حضور داشت.آخرین متد روز فوتبال را آنجا آموزش می دادند ولازم بود که بروم. خوشبختانه نکات خوبی آموختم. یک پیشینه از خودتان بگویید تا از دل همان بیوگرافی،پل بزنیم به سئوالات بعدی. فوتبال را در تیم هایی مثل استقلال بوشهر،ملوان انزلی،بوتان تهران وملوان بوشهر بازی کردم واز سال 1378 هم در ملوان بوشهر به عنوان سرمربی کار مربیگری را آغاز کردم.در لیگ استان با شاهین بودم ودر آخرین گام با این تیم به لیگ برتر رسیدیم.در ایرانجوان،دو دوره در گل گهر ویک نیم فصل هم در اتکای گرگان فعالیت نمودم. همه آن روزها به کنار. بگذارید به آخرین حضورتان در شاهین برگردیم.روزهایی که تیم برای لیگ دسته اول بسته می شد باید دقایق پرخاطره ای داشته باشد.از همان اول به صعود امیدوار بودید؟ نه؛فصل قبلش پارس جنوبی هزینه زیادی کرده وبا نعیم سعداوی ،تیم به جایی نرسیده بود.آنها ناامید شده بودند وبرای آن فصل ما هزینه ای حدود 600میلیون را در نظر گفتند.خودتان حساب کنید با آن پول چه می شد کرد.تیم را بستیم وشروعمان ناامید کننده بود.همه به نوعی از صعود دل بریده بودند.مشکلات روز به روز بیشتر می شد تا این که در اردوی نهاوند توانستیم تیمرا به یک هماهنگی برسانیم.از آن به بعد می شد شکل کار را امیدوار کننده یافت.آقای رضوی در پارس جنوبی هم تلاش زیادی کرد ونتیجه گرفتیم. شرایط شاهین برای صعود مستقیم هم فراهم به نظر می رسید اما نشد. چرا؟ ما در قیاس با رقبا نتوانستیم در نیم فصل دوم تقویت شویم. در بازی های مرحله رفت سه تیم مدعی مانند تراکتورسازی،مس رفسنجان وتربیت یزد را شکست دادیم و9 امتیاز گرفتیم. در نیم فصل به مدیران گفتم باید تیم تقویت شود اما پولی نبود که این امر محقق گردد.در بازیهای برگشت در خانه حریف بازی باتربیت را مساوی کردیم اما دوتای دیگر را باختیم.یکسری اتفاقات غیر فوتبالی هم رخ داد که منجر به رفتن مان به پلی آف شد. روزدوشنبه 25خرداد88.ورزشگاه تختی تبریز.بازی رفت پلی آف با قضاوت ممبنی ودقایق 17و42بازی که سعید دقیقی دروازه شاهین را باز کرد تا باختتان قطعی به نظر برسد. راستش هنوز هم به آن روز که فکر می کنم سردرد می گیرم. 20 هزار تماشاگر تبریزی حامی تیم ضیایی بودند.من باختمان را قطعی می دانستم اما در رختکن با بچه ها حرفهای لازم را زدیم وبه میدان آمدیم.نیمه اول را عقب بودیم اما ورق برگشت. پیر سراندیب که دقیقه 50 گل مساوی را زد امیدها برگشت؟ تا حدودی . حریف تیم گردن کلفتی بود. یک هفته بعد بندر غوغا بود. بازهم دوشنبه واین بار اول تیر.شب قبل از بازی برایتان چگونه گذشت؟ من دوبار در طول آن فصل اشک ریختم. یک بار بازی با تراکتور سازی بود که دیدم ورزشگاه پس از مدتها پر از تماشاگر شده بود. با خودم وخدا حرف می زدم. می گفتم خدایا کاری کن دل این مردم شاد شود. باردوم هم بعد از صعود بود.شب خاصی بود. باید در آن وضعیت قرار بگیرید تا بدانید چه می گویم.آرزوهای یک استان را روی سرت آوار شده می بینی. از روز بازی بگویید. حریف چیزی برای از دست دادن نداشت.حملات زیادی هم ترتیب می داد.داشت کار علیه ما گره می خورد.روز خاصی بود. ودقیقه 58 که مسعود مرادی علیرضا ذلکی را اخراج کرد. خودتان را جای من بگذارید. یک استان توقع داشتند صعود کنیم.همه در ورزشگاه مهیای جشن وپایکوبی بودند که تیم 10 نفره شد. شروع کردم با زبان خودم با خدا حرف زدن.گفتم خدایا مرا جلوی همشهریانم شرمنده نکن. اگر شرمنده کردن یک بنده گنهکار را می پسندی پس بفرما. من هیچ،این مردم را ناراحت نکن. زمان بازی به دقیقه 63 رسید ومرداسی ماند ویک توپ ویک تور لرزان وآواز هله یوس هل یوسه! دعایم مستجاب شده بود.مرداسی که گل زد فهمیدم صعود کرده ایم. آن روز وآن دقایق را همیشه مثل آلبومی ماندگار در ذهنم نگه داشته ام.آن روز روز بوشهری ها بود. برای تیم بستن زمان زیادی نداشتید. آن روزهای پس از صعود چگونه گذشت؟ سخت سخت سخت.اگر دکتر رضوی بود هنوز هم در شاهین بودم.مدیران ما به حمایت توجه ای نداشتند. در همان لیگ دسته اول هم که بودیم «آن آقا» رابرایمان علم کردند.به بوشهر هم آمد ومن هم استقبال کردم وگفتم می تواند مشاور خوبی برایمان باشد اما نوع نگاه او چیز دیگری بود. نوع تیم بستن به دل خودتان نشست؟ نه؛ما ناچار بودیم برخی بازیکنان را با توجه به ضیق وقت بدون شناخت کافی جذب کنیم.به هرحال معتقدم آن تیم در آن فرصت کم تیم بدی نبود که اگر بود هنوز اسکلت شاهین را تشکیل نمی داد.شما همان بازیکنانی که یاوری اخراج کرد را هم در نظر بگیرید تا بدانید تیم به رغم عدم رضایت قلبی من، اما بد هم نبود. پنج هفته حضور در لیگ برتر ولابد یک کتاب حرف وگفته.5نود دقیقه برزخی. خیلی سخت بود. ما به مسئولین گفته بودیم تیم برای تیم شده 9هفته زمان می خواهدبازیکنان غیربومی به آن گرمای کشنده عادت نداشتند.یک سری اتفاقاتی بیرون مستطیل سبز می افتاد که ناراحت کننده وشائبه برانگیز بود.زمین تمرین و...مشکلاتی را ایجاد کردند که امیدوارم با برنامه ریزی قبلی نبوده باشد. 450دقیقه از لیگ برتر گذشته بود که تابلوی اخراج را مقابلتان دیدیدوشدید اولین مربی عزل شده لیگ نهم. چگونه خبر رفتنان را دادند؟ یک جلسه گذاشتند. نمی خواهم خیلی از حرفها را بزنم ونبش قبر کنم. گناه من را در صفحه اول شناسنامه ام نوشته بودند. علت اخراجم از شاهین را ثبت احوال از روز تولدم نوشته بود! متوجه نشدم! بله؛گناه من این بود که بچه بوشهرم وشناسنامه ام می گفت من بومی ام.اینجا بومی ها رانمی بینند.درد همین بود.من حمید استیلی را دوست دارم اما می پرسم اگر من هم نتایج تیم او را می گرفتم دارم نمی زدند؟رفتن من چه تغییری در شاهین ایجاد کرد؟آیا غیر از این بود که با 2امتیازی که تیم در مقابل پاس با رای کمیته انضباطی گرفت در لیگ برتر ماندنی شد؟آن همه هزینه برای همین بقای با تک ماده بود؟این فصل هم دوبرابر تیم من هزینه کردند. خودتان جایگاهها را ببینید.من هم فکر می کنم می توانستم همان نتایج را حداقل بگیرم. اخراج که شدید یک سکوت تلخ داشتید.خود خوری ودم برنیاوردن.آن بغض اما عاقبت در آخر فصل شکست. نمی خواستم با حرفهایم جو را به هم بریزم. شاهین مال مردم است. من اگر حرف می زدم جبهه گیری می شد. سرنوشت این تیم که با خون دل خوردن بسیار به لیگ برتر رسیده بود برایم از همه تهمت ها مهم تر بود. من هم می شنیدم چگونه هرگاه شاهین می برد به نام دوستان سند می خورد وشکست هایش را به پای من می نوشتند اما نمی توانستم حرف بزنم. بازی ها که تمام شد همه حرفهایم را زدم.یاوری شکایت کرد رفتم کمیته انضباطی. جریمه شدم اما مهم نبود.باید از خودم دفاع می کردم. گفتید یاوری. تصور کن الان او مقابلت ایستاده .زل می زنی به چشمانش وچه می گویی؟ من قبلا" با او روبرو شده ام.به او گفتم واقعیت ها را نگفتی.گفتم من یارگیری بلد نبودم،اصلا" مربی نبودم تو که دوبرابر من مربیگری کرده ای بازیکنانی که به تیم آوردی چه کمکی به شاهین کردند؟همان جا به اوگفتم برو تو را به آن بالایی واگذار کردم. شاید می خواهید بگوییدحاصل آه شما سقوط این فصل تیم هایش بود ویک کارنامه عجیب وغریب که تاسالها در خاطره ها می ماند. نه؛من چنین اعتقادی ندارم ضمن این که با نتایج این فصلش بارهم به شاهین خدمت کرد وبا سقوط پاس واستیل آذین باعث بقای تیم شهر ما شد که از این بابت از او متشکرم. این کنایه بود،کری بود،نیش بود،نوش بود، چه بود؟ هرکسی از ظن خود شد یار من.هر نوع برداشتی از آن آزاد است. من به عنوان یک بوشهری از بانیان بقای شاهین باید سپاسگزار باشم! در استان ما یک نوع عینکی وجود دارد که مرغ همسایه را درشت تر نشان می دهد. قبول دارید؟ بله. من گفتم که اینجا مرغ همسایه نه غاز، که بوقلمون است.برخی نام ها برای بعضی مدیران سورپرایز بود. فکر می کردند نام بزرگ فلان مربی چه ها که نمی کند. دنبال آدم های تازه بودند تا آلبوم شخصی شان را با عکس های جدید پرکنند!مربیان ایرانی تفاوت چندانی با هم ندارند. مدیریت ونظم است که در کنار حمایت از آنها می تواند مولفه موفقیت باشد. فصل قبل را در گل گهر بودید وتیم را از سقوط نجات دادید. مدیرانش از من شناخت داشتند. همان روز اخراج از شاهین از من خواستند که به آنجا بروم. گفتم باید استراحت کنم. اوضاع روحی ام خراب بود.بعد هم رفتم که کمک کنم. اما گفتند بیا وسط گود. مدعیانی مثل نفت تهران وبرق شیراز را بردیم وتیم ماند. برنامه برای ماندن من بود اما لابی ها باعث شد یکی دیگر برود آنجا! با اتکا چیزی شبیه معجزه انجام دادید ولقب پروفسور لیگ یک را هم به شما دادند.از رتبه چهاردهم به پنجم آمدید. آنجا هم مشکلات زیاد بود اما خدا خواست موفق شویم.هرچند حالا هم تحرکاتی در پشت پرده هست تا من به آنجا نروم اما من به این مسائل عادت کرده ام. فصل فوتبالی من با بقیه انگار فرق دارد وباید از نیمه های راه کارم را شروع کنم.دنبال دلال ها نیستم وکار خودم را می کنم. تا حالاهم راضی بوده ام به رضای خدا. این روزها بحث بومی گرایی در فوتبال بوشهر اوج گرفته.این کار شدنی است؟ این یک موج سواری است.من می پرسم با کدام اندوخته می خواهیم بومی گرایی کنیم؟باید برویم سراغ برادران کریمیان وماهینی و... که آنها دارند خارج از استان پول خوبی می گیرند وعقل حکم می کند تابع شرایط حرفه ای باشند وپولی برابر با آنجاها بگیرند وبه بوشهر بیایند که اینجا چنین پولی نمی دهند. پایه ها را هم که از یاد برده ایم.وقتی باد می کاریم طوفان درو می کنیم.چگونه باید بومی گرایی کرد وقتی کاشته ای نداریم. امسال نیم نگاهی به امیدها شد اما این جوابگوی لیگ برتر نیست. پس باید چه کار کرد؟ من قبلا" هم گفته ام. یک تیم دوم به نام شاهین نوین در لیگ استان یا دسته سوم ودوم کشورراه بیاندازند.استعداد یاب در باشگاه باشد. به همه جای استان سر بزند. فراخوان بدهند.تست بگیرند تا نخبه ها را بشناسند.به پایه ها بها بدهند. در بزرگسالان 8میلیارد هزینه می کنیم در پایه ها 80 هزار تومان هم هزینه نمی شود.لیگ برتر کودکستان نیست که بازیکن را یک باره وارد آن کنی. باید آرام آرام به جوان بها داد تا نابود نشود.اگر با برنامه پیش رفتیم می شود تا چند سال بعد 60 درصد تیم را بومی کرد در غیر این صورت بومی گرایی بدون برنامه واحساسی ،فوتبال ما را نابود می کند. برای کنترل هزینه ها چه راهی را پیشنهاد می کنید؟ من در یکی از پروازها با آقای کنگانی همسفر بودم. اول هم بگویم که معتقدم که کنگانی فعالیت زیادی داشت وبرای شاهین شبانه روز زحمت کشید اما چون بی تجربه بود نتیجه لازم را نگرفت. من به او گفتم چرا بازیکن 70 میلیونی دوره ما را تا 350 میلیون بالابردید؟گفت:کادر فنی او را می خواست واگر نمی دادیم می رفت. گفتم خب برود. در لیگ یک بازیکنان زیادی هستند که با 80 میلیون می توانند در لیگ برتر هم جوابگو باشند. باید تصمیم گیری های منطقی داشت.من ملوان را یک الگو می دانم.تیمی که با حدود 3ونیم میلیارد حالا به فینال جام حذفی رسیده ودر لیگ برترهم خوب کار کرد. منهای پژمان نوری که 350 میلیون گرفته مابقی مهره های اصلی شان همه در حد120 تا 150 میلیونی هستند.بازیکن با رقم های بسیر پایین هم دارند. ریشه مشکلات شاهین در لیگ گذشته در کجا بود؟ در بی برنامگی.مدیریت تجربه لازم را نداشت ونتوانست برنامه ریزی لازم را داشته باشد.این موضوع از موارد فنی هم مهمتر بود. اگر امروز به شما بگویند به شاهین برگرد چه جوابی می دهید؟ ( مکث)دلم از مدیران شاهین گرفته.دلم را شکسته اند. در شهر خودم از غریبه ها حرفهای گزنده ای شنیدم اما هیچ یک از مدیران نگفتند که کللی هم برای ما زحمت کشیده.غریبه ها می آیند پولشان را می گیرند ومی روند اما ماها باید با این تیم ومردم زندگی کنیم.جواب سئوالتان سخت است. شاهین را دوست دارم اما نمی خواهم بازهم از یک سوراخ دوبار گزیده شوم. دوری ودوستی انگار حکایت ماست.تاکید می کنم که هرچه دارم از شاهین است وهمیشه برایش بهترین ها را آرزو دارم. تماشاگران هم علیه شما شعارهایی داده بودند.نکند از آنها دلخورید؟ آنها هرچه بگویند حق دارند. تیم متعلق به آنهاست. من حرفشان را بادیده منت می پذیرم.تماشاگر دورادور برخی مسائل را نمی داند وممکن است شعار بدهد. خداشاهد است از آنها دلخور نیستم.به هرحال فعلا" که وضعیت شاهین معلوم نیست وباید دید چه اتفاقی رخ می دهد. مهمتر از ماها،تیمی است که همه دلخوشی مردم است.باید به آن فکر کرد نه نام من ودیگری.هرگاه برای شاهین وفوتبال شهرم کاری از دستم بر بیاید دریغ نمی کنم. کلام آخر به عنوان سوت پایان این گفت وگو؟ ممنون از شما که به من فرصت دادید تا درد دل کنم.امیدوارم فوتبال بوشهر روز به روز اوج بگیرد.خواه کللی ها باشند یا نباشند.
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):
مرتبط باموضوع : جامعه رسانهای به سوگ نشست [ يكشنبه، 5 دي ماه، 1389 ] 491 مشاهده
ورزش استان بوشهر در انتظار حمایت بخش خصوصی [ چهارشنبه، 23 تير ماه، 1389 ] 278 مشاهده
يك بوشهري مديرفني شاهين شد [ دوشنبه، 3 مرداد ماه، 1390 ] 442 مشاهده
ستاره شاهین جراحی شد [ سه شنبه، 27 بهمن ماه، 1388 ] 345 مشاهده
این بار مسلم چهار گل زد [ دوشنبه، 18 آبان ماه، 1388 ] 285 مشاهده
|
امتیاز دهی پربحث ترین
|