|
شماره خبر ارسالی: 2605
تاریخ انتشار: شنبه، 15 مرداد ماه، 1390
شاهین و پرسپولیس؛جنگ بر سر ارثیه قدیمیعبدالصمدابراهیمی پایگاه اطلاع رسانی فوتبال جنوب- اکرامی می خواست مکتبی بسازد که شاهنامه فوتبال ایران باشد. او شاهین را با عشق بنا نهاد اما قرق این مکتب را در تابستان 1346شکستند وققنوس وار به آتش کشیدند. یکسال بعد از آن تابستان ، رویاهای منجمد اهالی آن قبیله ،سر از دیاری تازه درآورد. خاکستر ققنوس تولید مثل کرد وپرسپولیس جان گرفت.شاهین اما بعدها با نام خودش برگشت ولی نشان خودش را کمتر بر پیشانی داشت. شاهین همه جا بود. اهواز؛ همان روزی که شعبده بازی فرزاد آهک پور و عبدالله ویسی 17ساله پرسپولیس را از جام حذفی کنار گذاشت. بوشهر؛ حالایی که بندری ها آرزوهایشان را به گرمای ورزشگاه دخیل می بندند. شاهین همه جا هست! اپیزود اول: لیگ دسته اول ایران در 2گروه 12تیمی برگزار می شد. تقویم سال 1373را نشان می داد. تیم ها بی معیار بالا آمده بودند. انتصاب بود یا انتخاب. هرچه بود قاعده نداشت. پرسپولیس در کهکشانی ترین روزهایش، زیر داغ یتیمی بدون سلطان، تازه مشق راه رفتن در دوران جدید را می کرد. ضیافت هر روزه شان برد بود. جواد منافی مثل غزال می خرامید. شاهرودی حرف ها داشت برای گفتن. محرمی آمده بود تا بماند این بار. داداش زاده در اوج بود. عاشوری خط کش به دست، پاس می داد وفرشاد وشهریار آن جلو غوغا می کردند. شاهین بوشهر که به تهران رسید غلغله شد. سرخ ها برای رکورد زنی دندان تیز کردند. حمید درخشان سرمربی پرسپولیس بود ودرکنارش ناصر محمدخانی می نشست و«محمد پنجی» هم سرپرست تیم بود. گره کار خیلی زود باز شد. بندری ها ده بر یک باختند. محرمی وشیرمحمدی وفرشاد ودایی هرچه زدند به تور نشست. کار آن قدر راحت به نظر می رسید که درخشان همان روز در اواخربازی به گلری میدان داد که بعدها تا جام جهانی رفت. نیما نکیسا. اپیزود دوم: بازی برگشت را هم در بوشهر سرخ ها بردند. دو گل از دایی کفاف سه امتیاز را می کرد. کهکشان پرستاره پرسپولیس کجا و بندر ماتم زده از قحطی ستاره کجا. این یک جنگ نابرابر بود میان دو نابرادر!شاهین پس از آن روزها رفت تا به لیگ استان رسید. خاموشی در سکوت. مرد عاشق بندری اما دل را نوید می داد که «این دل شوریده حالش به شود دل بد مکن». شلهین را با حافظ قرابتی دیرینه بود. نامش را هم از میان غزلیات او برداشته بودند« ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد» اپیزود سوم: درخشان داشت با پرسپولیس همه را قلع وقمع می کرد. اوبرای جام بسیج رهسپار بوشهر شد اما این بار حریف شاهین نبود. ایرانجوان کاری کرد کارستان. 5بر یک حریف نامدار خود را بردند. تک گل پرسپولیس را دایی به ثمر رساند. زخم شاهین اما درمان نمی شد.دل شوریده تا «به» شدن حالش فاصله ها داشت. اپیزود چهارم: شاهین با حمید کللی فر پا به لیگ برتر دوره نهم نهاد. مردی که بوشهری ها همیشه نامش را به خاطر خواهند سپرد. شاهین در هفته ششم لیگ برتر به پرسپولیس رسید. احمدپوری خیلی زود به سرخ ها فهماند که برای فتح آزادی آمده اند. پرسپولیس دست به تلافی زد. دوبار گل زدند اما «5پاطلایی» کمان را به دست گرفت. رضا بازیاری میثاق معمارزاده را مات کرد. بازی دو بر دو تمام شد. زخم شاهین اما درمان نشده بود.کلبه احزان وعده گلستان شدن را می شنید. اپیزود پنجم: بازی برگشت ،شهریار جای کرانچار را گرفت. دایی همانی بود که در سال 1373درجدال با شاهینی ها آتش بازی راه انداخت. او برای تکرار آمده بود.بندر ولی بغضش ترکید. بازی که تمام شد نتیجه را هیچکس باور نداشت. شهریار ولشکرش در هم شکسته بودند. یک گلستان گل تقدیم به پرسپولیس.چهار گل در کیسه دایی وشنبه ای که بوشهر پایتخت جهان بود! ستاره های سرخ سو سو هم نمی زدند آن دقایق!زخم شاهین درمان شده بود.دل شوریده؟! حالش به شده دل بد مکن. باور نمی کنی هلهله های لب ساحل را به تمماشا بنشین. جشن آب وآتش وآیینه در ثانیه هایی که سوگلی تقویم بودند. اپیزود ششم: جدال های رفت وبرگشت لیگ دهم را دایی از استیلی برد. حمید روزهای خوبی در بندرنداشت. شاهین پر شکسته تر از آن بود که بتواند بازهم ببرد وبپرد. چند وجب از همان روز شیرین اگر رخ از نقاب بیرون می آورد بازهم بهمنی ودواس وجفره پر از یزله می شدند که نشدند. هلل یوسه خاموش خاموش بود. اپیزود هفتم: فرزند ققنوس دارد بوی شرجی را به مشام می کشد. پرسپولیس وشاهین بازهم بر سر ارثیه قدیمی می جنگند. میراث داران این بار ،دو حمید هستند. یکی همانی که روزگاری با پیراهن 6به پرسپولیس آمد،فصل قبل در بندر بود وحالا در پرسپولیس ودیگری مرد 9پوش سالهای پیشین پرسپولیس که روزگاری با ده گل تیم تحت هدایتش، بندر مملو از نغمه شروه شده بود. او برای نشستن روی نیمکت پرسپولیس هم پر از انگیزه بود اما «برنامه» ها این را نمی گفتند. حالا فردا شب زیر نور ماه، درون ورزشگاهی که شرجی وشور وشوق وشعر وشعور وشعار در هم می پیچد جنگی تمام عیار را شاهد خواهیم بود. بامداد دوشنبه که سوت پایان بازی را بنوازند کدام حمید دستش را بالا می بیند؟
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):
مرتبط باموضوع : واعظی در بوشهر؟ [ جمعه، 14 مرداد ماه، 1390 ] 1469 مشاهده
لیگ دسته دوم ؛ تساوی گناوه ای ها در زاهدان [ چهارشنبه، 6 آبان ماه، 1388 ] 378 مشاهده
هفته پنجم لیگ دسته سوم [ شنبه، 8 آبان ماه، 1389 ] 348 مشاهده
مدت هاست وعده دو هفته ای می شنویم [ سه شنبه، 2 آذر ماه، 1389 ] 336 مشاهده
جدول لیگ برتر، پایان هفته هفدهم [ شنبه، 7 آذر ماه، 1388 ] 260 مشاهده
|
امتیاز دهی پربحث ترین
|