اطلاعات شما
IP: 38.107.179.236
OS:
Version:
Size:


منوی اصلی

يادداشت ويژه
گزارش روز:در بسته مقابل هیئت موسس!
آیا درس گرفته ایم!؟
شب خوب رادیو بوشهر
فراخوان کمیته انضباطی برای طلبکاران باشگاه
تبلیغات







 

آمار سایت

شماره خبر ارسالی: 3390
تاریخ انتشار: شنبه، 15 بهمن ماه، 1390
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان



 جوابیه مشاور بی خبر باشگاه شاهین! / عبدالصمد ابراهيمي







 



 


خليج فارس: عبدالصمد ابراهيمي از ورزشي نويسان هم استاني روزنامه هاي سراسري كه اكنون در "البرز ورزشي" قلم مي زند، در پاسخ به پيام هاي كاربراني كه زير يادداشت درباره «خودداري از تغييرات شتابزده در شاهين» درج شده، توضيحاتي را ارسال كرد.
متن اين جوابيه به شرح زير است:
 
مدیر مسئول محترم پایگاه خبری خلیج فارس
با سلام واحترام
نوشته ام که باید قالب جوابیه  والبته گلایه داشته باشد را با یادآوری بخشی از داستان منصورحلاج آغاز می کنم:
«گفته اند وقتی منصور بالای دار بود، عوام به او سنگ می‏زدند و او تحمل‏ می‏کرد.شبلی (صوفی معاصرش)،به وی نزدیک شد و گلی را که در دست داشت به صورت‏ حلاج زد. منصور نالید-سبب پرسیدند که چرا به هنگام قطع دست و پایت سکوت کرده وحالا با گلی نالیدی؟ گفت:از سنگ زدن دیگران احساس درد نمی‏ کنم چه این‏ که اینان اصلا ماجرا رانمی ‏دانند.ولی شبلی چون می‏داند،گلی را که او به من افکند.درد آور بود که‏ ناله ‏ام را بلند کرد.»
در تمام مدتی که قلم به نوشتن بلند کرده ام تلاشم این بوده که استقلال نوشتارم را در سطر سطر آنها به تماشا بگذارم. 
خرده پایی هستم در محضر بزرگانی چون شما و داعیه ای هم ندارم، اما آنچه را که گمان می کنم شاید حقیقت را برملا سازد نوشته ام ومی نویسم. ده سال همکاری با جراید و رسانه های مطرح کشور و تلمذ در مکتب اساتید گرانقدری که دستم بگرفته و پا به پایم برده اند به من آموخته که اگر صراط کژ بپیمایی، خندق سقوط را خریده ای.
از شاهین واتفاقاتش کم ننوشته ام. از ابتدای فصل نوشتم که بانک صادرات و داستان جذب بازیکنان مرثیه های بعدی را به دنبال دارد. نوشتم دل بستن به جام حذفی یعنی رویش تباهی ها در لیگ برتر، نوشتم نام دیگر تیم این فصل شاهین، استیل آذین فصل قبل است و بابت این نوشته ها کم حرف نشنیدم اما تحمل کردم چون می دانستم غالب آنهایی که مرا به تهمت بسته اند غافل از عمق ماجرایند. روزی در حضور جمعی از شاهینی ها و البته سرمربی ابتدای فصلشان در هتل آکادمی- که برای تماشای بازی تیم جوانان به آنجا رفته بودم- چنین روزهایی را پیش بینی کردم و درخشان پوزخند زد.
شاهد ماجرا سعید بیات بازيكن كنوني شاهين بوشهر است.
شاید خیلی ها گمان می کردند امروز که گمانه زنی هایم به حقیقت پیوسته باید فریاد شادی برآورم اما نه؛ حکایت ما و شاهین ماجرای همان دوستی است که وقتی در اوج باشد باید به همه گفت او دوست من است و آن گاه که از اوج افتاد کنارش بنشینی و بگویی من دوست توام.
تا پوست ها را سگ نبرده باشد می شود سیلی بر صورت شاگرد دباغی زد و آنگه که برد دیگر سیلی سودی ندارد. گفتنی ها را به کرات گفته ام؛  چه آنکه دوست همواره می گوید گفتم و دشمن می گوید خواستم بگویم. گوشی بهر شنیدن نبود. کاش یکی آمار می گرفت تا ببیند بیشترین مطلب را در مورد این تیم چه کسی نوشته و زاویه نگاهش چگونه بوده است.
حال اما اگر این گلایه ها را برای شما قلمی می کنم به سبب کامنت هایی است که زیر مطلب « شاهین نباید دچار زلزله شود» نگاشته اند و شما نیز با تایید آنها ، همنوای نویسنده (!) یا احتمالا نویسندگانش شده اید. نوشته اند ابراهیمی عضو کمیته 5 نفره مشاوران افراشته است! جل الخالق! چه مشاوری که خودش از چنین منصبی بی خبر است؟ انتصابم به هر باشگاهی یعنی نفی استقلال قلمم و به سیدالشهدا سوگند اگر روزی در باشگاهی سمتی بگیرم یا به هر نحوی از انحاء جیره خوارشان شوم قلمزنی را رها می کنم. الحمدالله که سفره رزق وروزی رزاق بی همتا آنقدر بر من گسترده شده که تاکنون محتاج چنین لقمه هایی نشده ام.
ارائه نظرات کارشناسی به برق شیراز هم بحث دیگری است که مطرح کرده اند. این را هم ناچارم به همان سوگند بسپارم و البته نویسنده را هم به صاحب سوگند حواله دهم والبته از دوستانم در خبرگزاری ایسنا شاهد بیاورم که مدیرعامل وقت باشگاه روزی در جمع آنها گفت کاش به نظرات ابراهیمی توجه می کردم، نه پیشنهادات خاله خرس ها .(مزید اطلاع که به سبب دو مطلب انتقادی، مدیر عامل وقت باشگاه علنا تهدید به شکایت از من کرد. تیتر یکی از آنها این بود: رانندگی در انوبان برق پایه یک می خواهد- تو تصدیق موتور گازی هم نداری) برق و افراشته اگر به نقدهای من گوشه چشمی داشتند که همه آنها در آرشیو «فوتبال جنوب» موجودند تکلیف شان امروز این نبود.این را نه از سر غرور و خودستایی مطرح می کنم که گذشت زمان خود قاضی عادلی است و امروز همه چیز را ثابت کرده است.
اگر بعد از همه تهمت ها امروز پاسخگوی سه کامنت با نویسندگانی مجهول الهویه شده ام به این دلیل است که مخاطبم آنها نیستند. مردم هم نیستند که آنها که باید بدانند می دانند چه گذشته و چه می گذرد. گلایه ام از شما دوست نادیده ای است که به سبب رفیق مشترکی، نادیده به احترامتان کلاه از سر برداشته ام. کاش اندکی در احوال ماجراتحقیق می کردید و آن گاه به تایید این کامنت ها که بارحقوقی دارند مبادرت می ورزیدید. در گذشته حتی در کامنت های آن پایگاه خبری ، توهین به خودم را هم دیده ام اما ندیده اید که کلامی گلایه کنم زیرا هر کس به اندازه شعور و فهمش اظهار نظر می کند. این بار اما این امر ناشی از یک جریان سازی است تا برخی خود را تبرئه کنند.
امروز ولی ماجرایمان ماجرای شیخ شبلی و حلاج است. تایید این کامنت ها از سوی شما برایم دردآور است. اگر کسی چنین مسئله ای را اثبات کرد تا عمر دارم قلم نخواهم زد. هرچند عده ای در همان باشگاه که در ایجاد بحران کنونی از همان ابتدای فصل نقش داشتند و با سکوتشان در برابر همه خطاها، خیانتی تاریخی را رقم زدند و هر منتقدی را دشمن پنداشتند تلاش دارند در این روزهایی که اوضاع نابسامان است و نمی توان پزهای آنچنانی داد، توپ را به زمین دیگران- وحالا لابد کمیته فرضی مشاوران رسانه ای- بیاندازند و ننگ را با رنگ پاک کنند. زهی خیال باطل!
بعد از این گلایه ها فرصت را مغتنم می شمرم و از همین جا اعلام می کنم اگر روزی بنا بر تشکیل چنین کمیته ای باشد- که از بود ونبودش بی اطلاعم- حضور در آن سهم و حق همکارانی است که در سرما و گرما در ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر برای شاهین قلم به چشم زده اند، نه حق من یا هر کس دیگری که فرسنگ ها دورتر ، اخبار را ازکانال های محلی پیگیری می کند. چنین کمیته ای حق غریبی، افتخاری، اصلانی، قنبرپور و...است که چم وخم راه را بهتر از من می شناسند. من اگر نقطه نظری فنی می نویسم بدان سبب است که به نصیحت پیری قلم زن، ابتدا مدرک مربیگری ام را تا درجهBآسیا گرفته ودر سال 91برای اخدAاقدام می کنم تا نگویند تو از فوتبال چه می دانی. پس حق دارم چهار خط نقد فنی بنویسم تا در محضر اساتید درس پس بدهم.
اگر مسئولی براساس سلایق شخصی خود تمایل به استفاده از نوشته های من داشت به خودش مربوط است. من اگر مشاور باشم که نیازی به علنی کردن و رسانه ای نمودن مشاوره هایم ندارم. اگر اینگونه بود که باید همین مطلب که شاهین نیاز به زلزله ندارد را در قالب مشاوره حضوری مطرح می کردم. کما اینکه می بینید امروز خلاف آن در دستور کار باشگاه است و صلاح مملکت خویش خسروان دانند. ضمنا حتی اگر به فرض محال- فرض محال که محال نیست- من یا هر کسی مشاور باشد قصوری متوجه او نیست. فرد تصمیم گیرنده باید تدبر در تشخیص مشورت های صالح داشته باشد و اگر ندارد وای بر شما که عنان باشگاه را به چنین کسانی سپرده اید. اینگونه که به سادگی می شود در لباس دوستی تیشه دشمنی برداشت!
گفته اند فیروز چون شاهین شفیعی را بازی می دهد باید برود واین را در نقد مطلب من نوشته اند. من اما از ابتدا با جذب این بازیکن و حتی حضور خود فیروز مخالف بودم و مخالفتم را علنا نوشته ام ولی زمانی که می پذیرید بازیکنی عضو تیم شود دیگر نمی توانید برای کادر فنی تعیین تکلیف کنید که او را بازی بدهد یا ندهد. چون تا باخت، باختش را به این دخالت ربط می دهد. خیلی هنرمند بودید مانع از جذب بازیکنی می شدید که سوابقش معلوم بود.
من روزهایی به شاهینی ها هشدار دادم که  خیلی ها داشتند جیک جیک مستون را سر می دادند وفکر زمستون نبودند. امروز اما در افتادن با شاهینی که در رده هفدهم جدول است چه سودی برای این تیم دارد؟ قائلم به اینکه گفته اند« مردی نبود فتاده را پای زدن- گر دست فتاده را بگیری مردی» زدن این شاهین، مصداق بر سر شاخ نشستن وبن بریدن است. باز هم تاکید می کنم تغییرات در شاهین به صلاح تیم نیست. این نظر شخصی من است.
ختم نوشتارم که کمی به درازا کشید تا با شما دوست بزرگوارم همکلامی بیشتری داشته ونیازی به چندبار نوشتن درباب همه موضوعات نباشد را به آیه 93 سوره یوسف(ع) آراسته می کنم.آنگاه که با برادرانش در مصر روبرو شد فرمود:«لا تثریب علیکم الیوم یغفر اللّه لکم و هو ارحم الرّاحمین؛ امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست، خداوند شما را می بخشد و مهربان ترین مهربانان است.» واز لسان الغیب هم شاهد می آورم که «گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند،جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد» تا در هر دو این نکات ، جوابی برای آن دوست ویا دوستان نویسنده کامنت نوشته باشم.
بقای خلیج فارسی که خودم هر روز از مراجعین مکررش هستم را با رویه همیشگی اش که عدل بوده  وانصاف آرزومندم. باقی بقایتان.
 عبدالصمد ابراهیمی-14بهمن 1390


کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

emad08 

مرتبط باموضوع :

 دفاعیه ای برای هیئت موسس شاهین  [ سه شنبه، 15 فروردين ماه، 1391 ] 306 مشاهده
 نبرد شاهین و استقلال با طعم ماندگاری  [ شنبه، 2 ارديبهشت ماه، 1391 ] 149 مشاهده
 مديريت شاهين و آوازي دهل شنيدن  [ دوشنبه، 28 فروردين ماه، 1391 ] 229 مشاهده
 خبر انحلال ، شايعات در نزديكي هاي شاهين  [ جمعه، 28 بهمن ماه، 1390 ] 257 مشاهده
 خط به خط با بهانه های فیروز!  [ پنجشنبه، 22 دي ماه، 1390 ] 271 مشاهده
نام:: emad08
ایمیل:: ansari.rahman08@yahoo

در مورخه : شنبه، 15 بهمن ماه، 1390توسط
(مشخصات کاربر emad08 | ارسال پیغام شخصی) (IP آدرس : )
لعنت به دوستی که در نزدیکی است وخنجر از پشت میزند ودرود بر تو دکتر صمد. سالهاست مطالبت را در جراید .سایتها وخصوصآفوتبال جنوب خوانده ایم مطالبی عاری از هرگونه جهت گیری از فرد یا افرادی .مطالبی با محتوای درد ورنج . مطالبی که وطن دوستی را به معنای واقعی معنا میکند زمان بیشتر واقعیت ها را نمایان میکند
ارسال جوابیه ]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام: (ضروری): 
ایمیل: : 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی
اشتراک گذاری