|
شماره خبر ارسالی: 979
تاریخ انتشار: جمعه، 10 ارديبهشت ماه، 1389
ورزشگاه پیر شهر شرمنده مردمی می شود که نفس هایشان نتیجه حیاتی ترین نود دقیقه فوتبال بوشهر را رقم می زند ( عبدالصمد ابراهیمی)PTFBU.IR: عبدالصمد ابراهیمی- خاطرهها کفن پاره کردهاند و قديس شدهاند. موجها تب کردهاند و عشق دارد به معراج ميرود. قصه طالع خوش نقش شاهين روي ديوار "کپر" پيرمرد رنگ و لعاب ديگري دارد. مثنوي تازهاي سرودن گرفته و دلهايي که به ضريح همدلي گره خوردهاند. وعده آنها رستگاري در ساعت 20 فرداست. بهشتيترين ارديبهشت بندر از راه ميرسد. هلهله کنان و پايکوبان برميگردند به سال 83 آنجايي که لشکر آبيهاي پايتخت باختند، حذف شدند والسلام. سکوهاي سپيدپوشي که هميشه سپيدي را بر سرخابيها ترجيح دادهاند معماي ذهن صمد و يارانش خواهند بود. اين روزها آنها تازه از آن سوي خليج عزيز و هميشگي فارس آمدهاند. اين بار داستان، اين سوي خليج فارس اتفاق ميافتد. فصل ستارهچيني بوشهريها از راه رسيد. ستارههاي آبيپوش ميآيند تا صفحه دوم تقويم بندر را پر کنند. انگار همين ديروز بود که تيتر زديم شنبهاي که بوشهر پايتخت جهان بوده، ديروز بود لابد چون فردا که اينها خود را براي حماسهاي ديگر کوک ميکنند يکشنبه است. از شنبه پرشور نخلها تا يکشنبه بهاري موجها آيينهکاري شده است. اينجا گاه به گاه دلها بهانه دوست داشتنيترين شاهين روي زمين را ميگيرد و چه عاشقانه شور ميگيرند. نيانبانها نواختن را خوب بلدند و سنج و دمامها غوغا ميکنند. فردا بندر عروسي است. فردا ورزشگاه پيرشهر شرمنده مردمي ميشود که نفسهايشان نتيجه حياتيترين 90 دقيقه فوتبال بوشهر را رقم ميزند. پيرمرد عينک ته استکانياش را به چشم ميدهد و گوشش را به راديوي جلد چرمي ناسيونال ميچسباند. چشم ندارد که ببيند اما گوش هم ميتواند چشم باشد. کافي است شاهين بهرامنژاد "بزن عبدا..." را فرياد بزند تا مصرع دوم "ممنون عبدا..." را منتظر شود. از اين شاهين تا آن شاهين؛ فردا روزي ديگر دارند. کافي است همه دست به دعا بردارند، کافي است پيرمرد "کپرنشين" دشداشهاش را پر از سوگند کند، کافي است شاهين خودش باشد آنگاه بندر ميماند و يک روز پرخاطره. "هلل يوسه" نواي آشنايي است و شامگاه فردا تکرارش به دل مينشيند. اين عجيبترين ترجيعبندي است که ميآيد روي چمن راه ميرود، پاس ميدهد، گل ميزند و غوغا ميکند. دوپينگ "هلل يوسه" از سوي مقامات فيفا ممنوع اعلام نشده؛ باور ميکنيد؟ قويترين محرک ميادين فوتبال را هنوز نتوانستهاند تشخيص بدهند. فردا بندر با همين اکسير جادويي تير خلاص را بر چله ديده مينهد، حريص ماندن ميشود و پري کوچک دريايي بيخطرترين بوسه را بر ماسه ساحل به يادگار ميگذارد، بغض دريا ميترکد و بين خودمان باشد بغض ما هم! مدادها را ميتراشند و زيباترين طرح غروب فردا را روي بوم دلشان نقاشي ميکنند. طرحي به رنگ قد کشيدن، به شکل رويا، به طعم زنده ماندن. چلچلهها فردا ميخوانند. جاي همه خالي.
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):
مرتبط باموضوع : لطفا جدول ليگ يك را وارونه كنيد [ يكشنبه، 5 دي ماه، 1389 ] 705 مشاهده
اينها جوسازي است [ شنبه، 3 ارديبهشت ماه، 1390 ] 566 مشاهده
کارگر اسیر عقاب [ شنبه، 3 بهمن ماه، 1388 ] 355 مشاهده
80 درصد به تراکتور می روم [ سه شنبه، 24 خرداد ماه، 1390 ] 565 مشاهده
شاهین و ایرانجوان میزبان شدند [ چهارشنبه، 21 مهر ماه، 1389 ] 413 مشاهده
|
امتیاز دهی پربحث ترین
|